تبلیغات
گردشگری
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" به نام خداوند بخشنده مهربان خدایا، ولىّ‏ ات حضرت حجّه بن الحسن که درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر و راهنما و دیدبان باش، تا او را به صورتى که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده، و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى

گردشگری

دانشجویان رشته مدیریت جهانگردی راهنمایی شما را صمیمانه پذیراییم

داستان برج موش شهر بینگن آلمان

شهر بینگن در كنار رود راین است كه كتابهای داستان آنرا معروف كرده است . در آن از برج موش یاد می شود كه در جزیره ای در رود راین به فاصله كمی در پایین شهر بنا گردیده است. زانی به «هاتو» اسقف بزرگ شهر تعلق داشت و محل وصول باج از كشتیهایی بود كه از رود راین عبور می كردند . وقتی خشكسالی در این شهر روی داد اسقف تمام غله ای كه از محصول سال پیش مانده بود خرید و بزودی مردم شهر دچار قحطی شدند و خطر مرگ آنها را تهدید می كرد . آنها از پرداخت بهایی كه اسقف مطالبه می كرد عاجز بودند در یك میهمانی بزرگ كه در دژ برگزار شده بود عده ای از رعایای اسقف كه از گرسنگی در حال نزع بودند به او نزدیك شدند و از او تقاضای غله كردند . اسقف به بهانه موافقت با تقاضاهایشان آنها را به یكی از انبارهای غله فرستاد و دستور داد تا درها را قفل كنند و انبار را آتش بزنند . پس از حادثه لشكری از موشان وارد قلعه شدند تا اسقف را به خاطر این عمل وحشیانه تنبیه كنند . اسقف به سوی برج كه در جزیره بود فرار كرد اما موشها كه تعدادشان هزار هزار بود به جزیره هجوم آوردند و با دندانهای خود راهی به سوی برج باز كردند و اسقف را خوردند.

شناخت روحیات ملل – كامران توسلی

دوشنبه بیستم مهر 1388

تاریخ ارسال